جهنم

چه کسي ميگويد که جهنم گرم است؟‌

که جهنم آتش

و جهنم داغ است؟

ليک من ميگويم که جهنم سرد است.

و همه يخبندان.

و جهنم بي تو

و جهنم جايي است

                     که تو يا ياد تو را راهي نيست.

بي خجالت بي شرم.

فاش ميگويم من

من در جهنم ماندم.

آه اي ليلايم

                   دلتنگم

قول ميدم ليلا

زود خواهم آمد.

از جهنم به بهشت.

به بهشت ديدار

                 و نسيم مويت

به طنين اصوات

                   و به حس و بويت.

زنده ميمانم تا

بازبينم رويت.

          قول ميدم ليلا

                            زود خواهم آمد

بابايي (مانده به يمگان دره زنداني)

این نوشته در دلتنگیهام ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 Responses to جهنم

  1. علی می‌گوید:

    احسنت ت ت ت ت ت ت ت

  2. زندایی فائزه و دایی رسول می‌گوید:

    خیلی خیلی عالی بود

  3. آیلین می‌گوید:

    این وبلاگ رو قبلاً ندیده بودم.نمی دونستم غیر از کیزاد ،پدرش هم دستی به قلم داره!و البته همیشه دلتنگی برای اونایی که دستی به قلم دارن لازمه چون نمی ذاره جوهر این قلم خشک بشه.شعر زیبا و دلنشینی بود،پس شما هم یه جورایی غربت نشین شدین،امیدوارم زیاد سخت نباشه

  4. بهناز می‌گوید:

    چهره من در زمان خوندن اين شعر بسيار ديدنيست. بهت پيشنهاد ميكنم يه بار جلو روم بخوني كه ببيني :)))))))))))

پاسخ دادن به بهناز لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *